خاطرات نیوشا و پارمیدا
پرنسس های مامان و بابا
اين مدت كه مامان آپدين نكرد كلي اتفاقات افتاد. مشهد رفتيم... عيد و .... اول از همه سال نو مبارككككككككك دوم روز معلم به همه معلما مبارككككككككككك سوم روز مادر مبارك كه همين ديروز بود....... امروز روز بزگداشت فردوسيه مباركككككككك آخيشششششششش. چخد مناسبت! عكسهاي مشهد با توضيحات !: از راست سروناز من و ساناز ( ساناز و سروناز خواهر دو قلو هستن که سال دومن من خیلی دوستشون دارم...!)در حرم من و پارمیدا :) در حرم من توی باغ زائرسرای دانش آموزی من در حرم امام رضا (ع) اینم پارمیدا خانوم با ژست باحالشـــــ در کوه سنگی. این عکسه خیلی خوشمل شده بود گفتم بذارم من در آرامگاه فردوسی من و پارمیدا در کوه سنگی اینم عکی من و دوستام که پارمیدا خانم با ژست زیباش عکس رو زیباتر کردن پارمیدا رو که می شناسید. از راست مهدیس - مهسا - خودم من و مهسا جونم در اتوبوس خودم و پارمیدا خانمِ ننه نقلی خودم در کوه سنگی عکسها همینا بود. کلا آفتاب سوخته شدم و پوستم جزغاله شد. کرم شد آفتاب هم بدبخت جواب کرد. این کروات های زرد که مشاهده می کردید در عکسها ما گذاشته بودیم که در جاهایی مثل حرم و کوه سنگی هم دیگه رو گم نکنیم. و با گذاشتن این کرواتها بهمون می گفتن ام تی ان ایرانسل. باي باي نویسنده: نیوشا درود روزهای زیبای پائیز می گذرند و ما منتظر زمستانیم. امتحانات من و پارمیدا از هفته بعد شروع می شه و مامان همش نگرانه پی نوشت : اولین پی نوشت مال نوشین جون هستش که با عرض شرمندگی کامنت هایش برام باز نمی شه و نمی تونم بهش نظر بدم ولی خواستم بگم وبلاگش رو خوندم و عکسهای زیبایی هم داشت. پی نوشت ۲: این هفته که گذشت زیادی درس نخوندم ولی باید توی این دو روز حسابی ریاضی بخونم. بدرود مدت زيادي نبوديم. شرمنده. انقدر مشغول هستيم كه وقت سر خاروندن نداريم. امروز من يعني نيوشا توي اين وبلاگ مي نويسم. به دليل مشغله هاي زياد ماماني من اومدم. مامان بزرگ و بابايزرگم اوليل مهر رفتن و اوايل آذر برگشتن. خيلي از ديدنشون خوشحال شديم و اونا رو غرق بوسه كرديم. البته منم كه اهووووو اهووووووو سرما گرفتم از مامانبزرگم بدجور. خلاصه كه خيلي روز هاي خوبي داشتيم و اگه خدا بخواد عكسها رو ميزاريم. مدرسه من خيلي خوبه و امتحانات ميان ترم 2 هفته ديگه شروع ميشن. منم بايد حسابي بخونم. فقط اومدم بنويسم و اخبار اين مدت رو در چند سطر بگم. خدانگهدار







![]()
![]()
پارمیدا این روزا توی مشق نوشتن و درس خوندن تنبل شده و منم هی زور که درس بخوننننننننن. امشب جلسه داریم خونه عمه خدیجه ام. که مطمئنا خوش میگذره و شب خوبی رو خواهیم داشت.
تاسوعا و عاشورا هم دیگه حرفی ازشون نمی زنم واقعا خوش گذشت و دسته ها و تعذیه ها زیبا بودند و ما کلی لذت بردیم.













